سرزمین، فرهنگ و حافظه/ چرا آینده میراث جهان به مردمان بومی گره خورده است؟
به گزارش خبرنگار میراثآریا، همزمان با ۹ اوت، روز جهانی مردمان بومی، تازهترین دادههای بینالمللی نشان میدهد حدود ۴۷۶ میلیون نفر از مردمان بومی در بیش از ۹۰ کشور جهان زندگی میکنند؛ جمعیتی که حدود ۶.۲ درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهد، اما سهم و اثرگذاری آن در حفاظت از تنوع فرهنگی و زیستی کره زمین بهمراتب فراتر از وزن جمعیتی آن است.
بر اساس این آمار، نزدیک به دو سوم جمعیت بومی جهان، معادل حدود ۳۵۰ میلیون نفر، در قاره آسیا زندگی میکنند. گستره جغرافیایی این جوامع، در کنار تنوع تاریخی و فرهنگی آنها، تصویری کمنظیر از گوناگونی شیوههای زیست، نظامهای دانشی، زبانها، آیینها، سنتها و الگوهای تعامل انسان با طبیعت در جهان معاصر ارائه میکند.
مردمان بومی جهان به بیش از ۵ هزار گروه قومی تعلق دارند و به حدود ۷ هزار زبان زنده سخن میگویند؛ ظرفیتی که آنها را به یکی از مهمترین مخازن میراثفرهنگی ناملموس بشریت تبدیل کرده است. زبان، روایتهای شفاهی، آیینها، موسیقی، صنایعدستی، دانشهای سنتی، شیوههای معیشت و نظامهای بومی مدیریت منابع طبیعی، بخشی از سرمایه فرهنگی جوامعی است که طی نسلهای متمادی در پیوندی عمیق با سرزمین خود شکل گرفتهاند.
میراث بومی؛ پیوند فرهنگ و حفاظت از طبیعت
دادههای بینالمللی نشان میدهد سرزمینهای تحت مدیریت و حفاظت جوامع بومی، در بسیاری از مناطق جهان از مهمترین کانونهای تنوع زیستی به شمار میروند و مردمان بومی در حفاظت از بخش قابل توجهی از تنوع زیستی باقیمانده جهان نقشی اساسی دارند.
این واقعیت، مفهوم حفاظت از میراث را از چارچوب صیانت صرف از بناها، محوطهها و آثار تاریخی فراتر میبرد و بر ضرورت توجه همزمان به میراثفرهنگی، میراث طبیعی و جوامع حامل این میراث تاکید میکند. از این منظر، حفاظت از یک سرزمین پاسداری از دانش، حافظه تاریخی، زبان، آیینها و شیوههای زیست جوامعی است که طی قرنها با آن سرزمین پیوند برقرار کردهاند.
در بسیاری از مناطق جهان، دانش بومی درباره آب، کشاورزی، جنگلها، گیاهان دارویی، مدیریت منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی، بخشی از میراث دانشی بشریت محسوب میشود؛ دانشی که در شرایط تشدید بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی، اهمیت آن بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
شکاف میان اهمیت فرهنگی و عدالت اقتصادی
با وجود این نقش راهبردی، جوامع بومی همچنان با چالشهای جدی اقتصادی و اجتماعی مواجهاند. بر اساس دادههای بینالمللی، مردمان بومی سهمی نامتناسب از جمعیت فقیر جهان را تشکیل میدهند و حدود ۱۵ تا ۱۸ درصد از جمعیت درگیر فقر مطلق به این جوامع تعلق دارند.
این شکاف، مسئله حفاظت از میراث بومی را به موضوعی فراتر از سیاست فرهنگی تبدیل کرده و آن را با مفاهیمی همچون عدالت اجتماعی، توسعه پایدار، امنیت غذایی، حفاظت از محیط زیست و حقوق جوامع محلی پیوند داده است.
از این منظر، صیانت از میراثفرهنگی بومی بدون تضمین امکان تداوم حیات اجتماعی و اقتصادی حاملان آن، رویکردی ناقص خواهد بود؛ زیرا بخش قابل توجهی از این میراث نه در موزهها و بناهای تاریخی، بلکه در زندگی روزمره جوامع، زبانها، آیینها، مهارتها و انتقال بیننسلی دانش استمرار پیدا میکند.
زبانهای بومی؛ میراثی در معرض فراموشی
یکی از مهمترین مؤلفههای میراث جوامع بومی، زبان است. هزاران زبان بومی که در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار میگیرند، حامل نظامهای پیچیدهای از حافظه تاریخی، دانش محیطزیستی، ادبیات شفاهی و هویت جمعی هستند.
از دست رفتن یک زبان، میتواند به معنای از میان رفتن بخشی از حافظه فرهنگی و دانش انباشته یک جامعه باشد. به همین دلیل، حفاظت از زبانهای بومی در سیاستهای فرهنگی معاصر، بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم صیانت از تنوع فرهنگی جهان مورد توجه قرار گرفته است.
عبور از بزرگداشت نمادین به سیاستگذاری مؤثر
روز جهانی مردمان بومی از این منظر، فرصتی برای بازاندیشی در سیاستهای توسعه، حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی و نحوه مشارکت جوامع محلی در تصمیمگیریهای مرتبط با سرزمین و منابع فرهنگی و طبیعی آنان است.
در چنین رویکردی، بهرسمیت شناختن زبانها و میراثفرهنگی بومی، تضمین مشارکت واقعی جوامع محلی در فرآیندهای تصمیمگیری، حمایت از معیشت پایدار، مستندسازی دانشهای سنتی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای انتقال این میراث به نسلهای آینده، باید به بخشی از سیاستهای جامع حفاظت از میراث بشریت تبدیل شود.
در واقع، تجربه جوامع بومی جهان نشان میدهد که حفاظت از میراث زمانی پایدار خواهد بود که حاملان میراث در مرکز سیاستگذاری قرار گیرند؛ زیرا میراثفرهنگی زنده، زمانی استمرار مییابد که جامعه حامل آن امکان زیست، تولید، آموزش و انتقال دانش و سنتهای خود را داشته باشد.
روز جهانی مردمان بومی در نهایت یادآور یک اصل بنیادین در سیاست فرهنگی معاصر است: تنوع فرهنگی و تنوع زیستی دو سرمایه جدا از یکدیگر نیستند، بلکه در بسیاری از نقاط جهان در یک پیوند تاریخی و تمدنی قرار دارند؛ بنابراین حفاظت از طبیعت، بدون صیانت از جوامع و دانشهای بومی و حفاظت از میراثفرهنگی، بدون توجه به زیستبوم و معیشت حاملان آن، نمیتواند به توسعهای پایدار و فراگیر منجر شود.
انتهای پیام/
